تبليغاتX
سلام او جون

سلام او جون

او جون سلام!

توی محله ی قدیمی راه میرفت فقط ۳یا۴ سال بود که از اونجا رفته بودن اما خیلی چیزا تغییر کرده بود.

خونه های قدیمی و حیاط دار تبدیل به آپارتمان های چند واحدی شده بودن . وقتی راه میرفت صدای

خش خش برگهای رو که طلایی شده بودن رو زیر پاهاش میشنید. فکر میکرد وقتی بیاد دل تنگی هاش

کمتر میشه اما... اما دلتنگ تر شده بود. تمام خاطره های بچگی و نوجوانی و قسمتی از جوانی

 زنده شده بود. تا رسید جلوی  ۱ آپارتمان نگاهی نا باورانه کرد  آخه این همن خونه ای نقلی ای بود که

در اون به دنیا آمده بود .درست همون موقع صدای زنگ موبایلش اون رو از بچگی به خودش آورد .سریع

گوشی رو از جیبش بیرون آورد به نگاهی به صفحه موبایلش کرد بعد آهی کشید و تلفنش رو جواب داد.

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/04/11 20:47 توسط raspotin(راسپوتین) |


او جون سلام!

چشماشو بست دید پدر و مادرش مردن. گریه کرد .اینقدر گریه کرد که به نفس نفس افتاد.اینقدر گریه کرد که به هق هق افتاد  بعد چشمانش رو باز کرد و خندید چون این فقط ۱ رویا بود. دوباره چشمانش رو بست این بار تصور کرد که خودش مرده لبخند تلخی میزد .شادی تلخی رو احساس کرد وقتی چشماشو باز کرد این بار گریه کرد چون این ۱ رویا بود . توی اون گریه های زمزمه های با تو او جون خوبم میکرد اما من هم شنیدم البته نمیخواستم بشنوم اما.... بعد شنیدم که میگفت چرا واقعی نبود؟ پس کی وقتشه؟

ناشناسی که صدات رو ناخواسته شنیدم منو ببخش.

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/04/11 20:39 توسط raspotin(راسپوتین) |


او جون سلام!

حالم از هرچی درس و دانشگاه و رشته و..... بهم میخوره.

حالم از هرچی استاد و دانشجو و دانش آموز و مدیر و مسئوله بهم میخوره.

او جون برام دعا کن حالم خیلی گرفته است. دلم از خیلی چیزا گرفته. که هیچ کس جز تو نمیدونه.

او جون ..................................او جون..........................او جون..........................او جون

+ نوشته شده در جمعه 1387/04/07 0:15 توسط raspotin(راسپوتین)


او جون سلام!

خوبی؟

ابله جون تولدته؟ تولدت مبارکککککککککککککککککککککککککککککککککککک.

تولد همه ی دوستای تیر ماهیم مبارک.

1. ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی
دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
2. چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید
3. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند .
4. سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید.
انگشت شصت نمایانگر والدین است.
انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند .
به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
5. لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید .
سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید.
انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر
خواهران و برادران هستند.
آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند .
این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.

6. اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از
هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است.
دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.

7. انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم
(همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید.
احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید.
به این دلیل که آنها نماد زن و شوهرهای عاشق هستند که برای تمام عمر با هم
می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/04/04 23:41 توسط raspotin(راسپوتین) |


او جون سلام!

۱۸ تیر کجایی؟   

راستی روز زن و تولد حضرت زهرا رو همه نسوان عزیز تبریک میگم آقایون کادو یادتون نره هااااااااااااااااااااا.

مامان جون برای همه چیز متشکرم.

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/04/02 17:59 توسط raspotin(راسپوتین) |


او جون سلام!

خوبی؟

تموم شد. بلاخره امتحانا تموم شد.

راستی دایی همت مرد. اما بچه سومش تولد حضرت زهرا به دنیا میاد.

سارا خانوم تولد بدون بابا مبارک.

 

+ نوشته شده در جمعه 1387/03/31 20:57 توسط raspotin(راسپوتین)


او جون سلام!

وقتي اين خبر رو شنيدم واسه همه ايراني ها متاسفم شدم . من دليل اينکه با براي هم وطناي خودمون

 ارزشي قائل نيستيم رو نميدونم. يعني ? خارجي نسبت به بيت المال حق بيشتري از ? ايراني داره؟

واقعا ارزش ما ايراني ها اينقدر کمه که حتي سرمايه کشور خودمون هم به بچه هامون روا نيست؟

اگه لينک زيرو باز کنيد متوجه ميشيد که چرا من اين حرفا رو زدم

http://floppy98.blogspot.com/2008/05/blog-post.html

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/02/31 20:57 توسط raspotin(راسپوتین) |


او جون سلام!

عمره این پست فقط ۳ دقیقه بود.

دوستت دارم میدونی.دوستم داری میدونم.

+ نوشته شده در جمعه 1387/02/27 22:55 توسط raspotin(راسپوتین) |


او جون سلام!

خوبی؟ ۱ مساله حیاتی پیش امده هر کی اینو میخونه لطفاْ دعا کنهههههههههه.

خواهش میکنم.

او جون جونم تو هم دعا کنیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/25 14:22 توسط raspotin(راسپوتین)


او جون سلام!

خوبی؟

او جون  برام دعا کنننننننننننننننن بازم امتحان آمار دارم.

این آمار هم شده بلای جون من بی نوا.

+ نوشته شده در شنبه 1387/02/21 11:13 توسط raspotin(راسپوتین) |


او جون سلام!

او جون  توی تمام زندگیم هیچ آدمی رو ندیده بودم که با وجود همه مشکلاتش بازم شاد باشه واقعا شاد

باشه . ندیده بودم کسی واقعا توکل نکنه و موفق بشه. اما بلاخره با ۱ نفر حرف زدم. او جون وجود داره

میخوام مثل اون بشم. امیدوارم همیشه این اخلاقو داشته باشه و به دیگران یاد بده و موفق باشه و

خوشبخت.او جون مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

مرسی که دلیل غمم رو بهم گفتی .گفتی چرا . بهم نشون دادی .او جون  دلم میخواد به بقیه هم نشون

بدم که آدم شاد هست. توی که الان داری اینو میخونی با خودت صادق باش چند بار از خدا ناامید شدی؟

او جون من ! بهترینم ! زیبای من! مرسی که هر وقت میبینی دارم می افتم دستتو طرفم میگیری.

با اینکه میدونم لایقش نیستم. اما ..... اما خوشحال خیلی وقتا دستت میگیرم و فراموش نمیکنم این تو

بودی که نجاتم دادی.او جون  ۱وقتای دلم میخواد بغلت کنم کلی بوست کنم .کاش میشد.

اما خوشبحالت تو هم منو بغل میکنی هم میبوسی.

او جون فقط بهم کمک کن .همین . نزار اینقدر پرو بشم که با دانای برم و خودمو توش غرق کنم.

او جون به بی سیم جونم کمک کن . به اونم نشون بده.

من که امیدوارم بیام بهشت میخوام ببینمت .یخوام اونی رو ۱ عمر دوستش داشتم از نزدیکتر حس کنم.

او جون  میدونم وقتی خیلی ها بیان اینو بخون بهم میخندن اما ......... چه اهمیتی وقتی تو

لبخندمیزنی.

راستی خیلی دلم میخواد کسی رو که دوباره ۱ جورای واسطه شد تا من به تو نزدیک بشم رو ببینم.

اگه سلاح دونستی ۱ کاری بکن. راستی مرسی لوپ لوپ رو از خطر نجات دادی. مرسیییییییییی.

راستی ماه دیگه عروسی نفیسه و سعیده اخههههههههههههههههههههههههههههههههه.

همه شون خوشبخت بشن .نازییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.

راستی مترسک و مریم تولدتون مبارکککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککککک.

او جون  خودت میدونی دوستت دارم.خودم میدونم که تو منو بیشتر دوست داری گلمممممممممممم.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/02/18 22:32 توسط raspotin(راسپوتین) |


او جون سلام!

 خوبی؟ او جون دوست جون رو دیدم اخههههههههههههههههههههه.

او جون خیلی باحالی هیچ وقت فکر نمیکردم اگر ۱ روزی باهات قهر کمنم اینجوری نازمو بکشی

قربونت برم الهییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.

البته بگما به دیگه قهر نمیکنم .ولی خدا وکیلی نمیدونی چه چسبید من لوسم کردی.

راستی مریم خواهر مهتاب که گفتم ازم کوچیکتره و عقد مرده.مهتاب یادت نیومد؟

 توی پست عروسی در عروسییییییییی گذاشتم .... یادت امد؟ نیومد؟ امد؟ من شبیه............ هستم

اذیت نکن . به هر حال مریم که رفت.باز هم خبر عروسی دیری دیری دیری دیری .(لازم به ذکر مریم از

مهتاب هم کوچیکتره عجب).

این حیاط و اوت حیاط میپاشن نقل نبات .............(بقیه اش یادم نیست)

خب به هر حال همه رفتن منو بی سیمو و گیتا (دوست بی سیم) و چند تن دیگر مثل سانی گیگیلی و

مرجان پلنگ صورتی (البته اون داره تلاش خودشو میکنه) و مون مون و .... باقی ماندیم .

او جون دوستت دارم میدونی دوستم داری میدونم .

بعدم دوستان من به چند وبلاگ نویس نیاز دارم میخوام خبرای مربوط به کودکانه های پوتینی رو سرو

 سامان بدیم . از علامقندان تقاضا داریم به قسمت پوتین بگذارید مراجعه و آمادگی خود را اعلام نمایدند.

 با تشکر راسپوتین             

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/16 10:14 توسط raspotin(راسپوتین) |


او جون سلام!

او جون  ۱ وقتای از اینقدر از خودم بدم میاد .حتی خودمو نمیشناسم. الانم همون موقع است.

انگار وایسادم تا دریا منو توی موجاش غرق کنه بی هیچ تلاشی تسلیم موج دریا شدم.

شایدم نه . اینقدر آشفتم که آشفتگیم دریا رو متلاطم کرده.

او جون بهم کمک کن . میخوام آروم شم. ۱ کاری کن. غرق میشم هااااا اون وقت تو دیگه منو

نداری که برات بنویشه و بهت بگه او جون . نمیخوام اینجوری بمیرم نمیخوام.

او جون  کاش میفهمیدم اونی براش نظرای علامت سوالی میذاشتم چه سودی از دروغ هاش میبره

چرا از سرکار گذاشتن آدما لذت میبره.

او جون ناراحتیم به اون ربطی نداره هااااااااااااااااااااااااا. خودت میدونی واسه چیه.

۱ وقتای به جای آرزوی مرگ آرزو میکنم کاش نبودم. اصلا چر اینقدر عوض شدم؟

هم دل تنگم هم نه.

ایقدر واسه دورممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

که شاید فقط تو درک کنی کجام.

مامان راست میگه . نمیگم چی میگه.فقط به تو میگم نه به هیچ کسه دیگه گوشتو بیار جلو تا بگم.

آره همون حرفه همیشه تو رو میزنه.او جون  کمک

تو سایت کلوب توی پروفایلم زدم کمک هیچ کسی نفهمیدم چرا کمک خواستم.

خلاصم کن از این بند نه بهتره بگم زنجیر. خلاصم کنننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن

اینگار ۱ کلاف پیچیدم دور خودم دست و پام توش گیر کرده.

او جون  این بار جلو این همه آدم که دارن اینو میخونن جلو خودت جلو تمام کائنات ازت خواهش میکنم

کمکم کن.

او جون  دوستت دارم میدونی دوستم داری میدونم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/12 0:52 توسط raspotin(راسپوتین) |


او جون سلام!

 منو درگیر خودت کن                    تا جهانم زیرو رو شه

تاسکوت هرشب من                   باهجومت روبه روشه     

بی هوا بدون مقصد                    سمت طوفان تو میرم

منو درگیر خودت کن                    تا که آرامش بگیرم

با خیال تو هنوزم                       مثل هر روز و همیشه

هر شب حافظه من                    پر تصویر تو میشه

با من غریبگی نکن                    با من که درگیر توام       

چشماتو ازمن برندار                  من مات تصویر توام

با من غریبگی نکن                   با من که درگیر توام

چشماتوازمن برندار                  من مات تصویر توام من مات تصویر توام

تو همینجای همیشه               با تو شب شکل یه رویاست

آخرین نقطه ی دنیا                  تو جهان من همین جاست

تو همین جای و هر روز             من به تنهایی دچارم

منو نزدیک خودم کن               تا تو رو یادم بیارم

با خیال تو هنوزم                    مثل هر روز و همیشه

هرشب حافظه ی من              پر تصویر تو میشه

با من غریبگی نکن                 با من که درگیر توام

چشماتو ازمن برندار               من مات تصویر توام   

با من غریبگی نکن                با من که درگیر توام

چشماتو ازمن برندار               من مات تصویر توام من مات تصویر توام

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/02/10 23:4 توسط raspotin(راسپوتین) |


او جون سلام !

چطوریییییییییییییییییییییییییییی؟ او جون او جون او جون بازم عروسیهههههههههههههههههه

بچه های دوستان و فامیل چه تلافاتی دران میدن خدایای همگی دسته جمعی دران میرن خانه بخت

هادی( پسر داییم) اون داره میره خانه بخت هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!

انشاالله همگی خوش بخت بشنننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بی سیم جونم وجود گیتا جون دیگه لازم شده بگو بیاد اینجا مجلسو گرم کنه .

او جون دوستت دارم میدونی دوستم داری میدونم.

نفر بعدی که میخواد ازدواج کنه سریعآ خودشو معرفی کنه. زود باش ها میخوام برم ناهار.

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/09 14:11 توسط raspotin(راسپوتین) |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونيک



نوشته هاي پيشين

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386



پيوندها

پروانه عاشق
نوشته های یک دختر به سیم آخر زده
رمز عبور :زندگی(اینجا مال زویا جونه)
شیطونک(خط خطی)
مترسک فیلسوف
یار خوش
ابله فهمیده
هیس
همکنون
گیتا جون
رها(نعش ستاره)
سکوت
کودکانه های پوتینی
پله پله تا خدا
شهید آوینی
عشق14
دوفنجان مکث
داستان ها کوتاه مرادی
انجمن تخصصی رباتیک
تریبون
دویار
میم مثل مهربونی
دنیای برنامه
عکس های حسن نجفی
ما محکومیم یه دل شکستن نه دل سپردن


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS


بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران